تبلیغات
عطر عاشقی

خطبه معروف حضرت فاطمه (س) بعد از رحلت پیامبر در مسجد قسمت دوم


قسمت دوم

خطبه معروف حضرت فاطمه (س) بعد از رحلت پیامبر در مسجد

پس خلافت را بگیرید، ولی بدانید كه پشت این شتر زخم است و پای آن ، تاول ‏زده و سوراخ است. لكه ننگ بر آن تا ابد باقی است و نشان از غضب خدا دارد ... هر كه [عنان] آن را بگیرد، فردا گرفتار آتش الهی خواهد شد. كردار شما را خدا می ‏بیند و به همین نزدیكی، آنان كه ستم كردند ، در خواهند یافت كه به كجا باز می ‏گردند. من دختر كسی هستم كه به شما از عذاب الهی هشدار داد. پس شما كار خود را بكنید و ما نیز كار خود را خواهیم كرد و منتظر بمانید كه ما نیز منتظر خواهیم ماندسخنان آتشین فاطمه (س) شوری در میان جمعیت افكند. تیر های بران نگاه از چله چشم ها رها شد و پیكر گروه ستمگر را آماج حملات خود قرار داد. اگر لحظه ‏ای دیگر، به همین مِنوال می‏ گذشت، پیچك های اعتراض، جوانه می‏زد و رفته رفته، نقشه‏ های توطئه‏ گران را از ریشه می ‏خشكاند.خلیفه ، سنگینی نگاه ها را به خوبی احساس كرده بود؛ از سوی دیگر می‏ دانست كه نمی ‏تواند در چنین شرایطی با قهر و عتاب با فاطمه (س) سخن بگوید؛ از این رو برای آنكه فضای قهرآمیز مجلس را بشكند در حالی كه می‏ كوشید ، خود را دلسوز و مهربان بنمایاند، گفتای دختر رسول خدا! پدر تو با مؤمنین مهربان و بخشنده بود ... اگر نسب او را بررسی كنیم، خواهیم دید، او پدر تو است نه دیگر زنان و او برادرِ شوهر تو است، نه برادر دیگران. پدرت ، وی (علی) را بر هر دوست و نزدیكی برتری بخشید و همسر تو نیز او را در هر رویداد مهمی یاری كرد. بی ‏تردید سعادتمندان، دوستار شمایند و تنها بدكاران دشمنان شمایند. چرا كه شما خاندان پاك رسول خدا هستید و برگزیده بهترین افراد. شما ما را به سعادت هدایت كردید و به سوی بهشت راهنمایی نمودید و تو ای برگزیده زنان عالم و دختر برترین پیامبران در گفتارت راستگویی و فكرت از همه ژرف‏ تر است ...»ابوبكر، چه می‏گوید ؟! آیا به آنچه می‏گوید ، حقیقتا اعتقاد دارد ؟! اگر چنین است ، چرا خاندان پیامبر (ص)، تنها پس از گذشت لحظاتی از رحلت پیامبر (ص) غریب و خانه ‏نشین شدند ؟! چرا عِنان شتر خلافت به برادر و وصی پیامبر (ص) سپرده نشد ؟! و چرا حق دختر رسول خدا (ص) لگدمال دنیا پرستی ها گردید ؟! و ... پرسش هایی بود كه حاضرین برای آنها پاسخی نمی ‏یافتند.اما تنها پس از لحظاتی مراد خلیفه از این سخنان آراسته و زیبا آشكار گردیدمن از پیامبر(ص) شنیدم كه می‏ فرمود : ما گروه پیامبران، دینار و درهم و خانه و مزرعه ‏ای به ارث نمی‏گذاریم؛ ما تنها كتاب و حكمت ، علم و نبوت، را به یادگار می‏ گذاریم و آنچه پس از ما از مادیات می ‏ماند، به عهده حاكمان پس از ماست كه هر گونه بخواهند در باره ‏اش حكم كنند ...»سخن خلیفه تمام نشده بود كه همهمه ‏ای در میان جمعیت افتاد. همه با حالتی انكار گونه به یكدیگر نگاه می‏كردند. هنوز چندی از رحلت پیامبر خدا (ص) نمی ‏گذشت، اما هیچ كس به یاد نمی ‏آورد كه چنین سخنی را از پیامبر (ص) شنیده باشد. پیرمردان كه برگ های بسیاری از دفتر زندگیشان رقم خورده بود و سالها با پیامبر (ص) معاشرت داشتند نیز ، در صفحات ذهنشان چنین سخنی را نمی ‏یافتند.فاطمه(س) كه می ‏دید ، از همین ابتدا، بنیان های نسبت ناروا به رسول خدا (ص)، آغاز می ‏شود به شدت متأثر شد.
چگونه می ‏توانست شاهد باشد، كسانی كه بر پدرش چنین نسبت می‏ دهند، اكنون بر جایگاه او تكیه زنند. رسالت فاطمه زهرا (س) ایجاب می‏كرد كه با نیروی استدلال و برهانی قوی، حقیقت را بیان كند و تا آیندگان نیز در قضاوت سرگردان نشوندسبحان ‏اللّه‏! پیامبر خدا (ص) هیچ‏گاه از قرآن روی گردان نبود و مخالف قرآن حكم نمی ‏كرد و همواره پیرو رهنمود های ارزشمند آن بود. آیا می ‏خواهید جز مكر و نیرنگ، بر او «تهمت» نیز بزنید ؟! اینك این كتاب بین من و شما حكم می ‏كند و تنها قضاوت كننده میان حق و باطل است. قرآن می ‏فرماید : [زكریا به خداوند فرمود]: «پروردگارا فرزندی به من عطا كن كه از من و آل ‏یعقوب ارث برد.» [در جای دیگر می‏ فرماید]: «سلیمان از داود ارث برد.» خداوند تمامی سهم ها و قسمت های ارث را [در قرآن] بیان فرموده است و بهره مرد و زن را به تفصیل ذكر نموده است تا بهانه ‏ای برای اهل باطل باقی نمانده و مجال گمان و شبهه برای احدی تا قیامت پدید نیایدسخنان فاطمه (س) دامن تاریكی های جهل و دروغ را درید. اینك چشم ها بار دیگر به خلیفه دوخته شده بود. استدلال فاطمه آن چنان محكم و استوار بود كه هیچ خللی بر آن وارد نمی‏ شد. از این رو تنها چاره را در اعتراف به حقایق دید :خدا و رسول خدا، راست گفتند. دختر پیامبر (ص) نیز حقیقت را گفت. تو معدن حكمتی و مركز هدایت و رحمت و ركن دین و آئینی و سرچشمه برهان و دلیلی. (نمی ‏توانم) سخن تو را انكار كنمو سپس در حالی كه آثار ضعف و درماندگی بر او مستولی شده بود گفتاینك این مسلمانان بین من و تو حكم كنند ! این قلاده ‏ای است كه آنان بر گردنم آویخته ‏اندگویی همه مرده بودند. صدایی از كسی در نمی ‏آمد. برای فاطمه (س) نیز رمقی نمانده بود. گفتگو های پی در پی و سخنان بی اساس ، او را خسته و درمانده كرده بود و درد تنهایی و غربت نیز به جانش ریخته بود. با نا امیدی نگاهی به مردم افكند و آخرین شكوه‏ های خود را در قالب كلماتی سراسر سرزنش چنین بیان كردای مردمانی كه برای شنیدن سخن بیهوده شتابانید و كردار زشت و زیان ‏آور را نادیده می‏ گیرید. آیا در قرآن نمی‏ اندیشید یا آنكه بر دلها مهر زده شده است ؟!

تاریخ ارسال : سه شنبه 19 اسفند 1393 02:27 ق.ظ | نویسنده : ابوالفضل اخگری

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : پنجشنبه 16 شهریور 1396 05:51 ق.ظ
I am not sure where you are getting your information, but good topic.
I needs to spend some time learning much more or understanding more.
Thanks for wonderful information I was looking for this information for my mission.
تاریخ ارسال : چهارشنبه 18 مرداد 1396 05:49 ب.ظ
Hello friends, pleasant paragraph and good urging commented at this place,
I am truly enjoying by these.
تاریخ ارسال : جمعه 25 فروردین 1396 02:36 ق.ظ
Fine way of telling, and pleasant piece of writing to get data
regarding my presentation topic, which i am going to convey in academy.
تاریخ ارسال : شنبه 19 فروردین 1396 09:45 ب.ظ
I was wondering if you ever thought of changing the page layout of your
website? Its very well written; I love what youve got to say.
But maybe you could a little more in the
way of content so people could connect with it better.

Youve got an awful lot of text for only having one or 2 images.
Maybe you could space it out better?

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر