تبلیغات
عطر عاشقی

قسمت سوم خطبه معروف حضرت فاطمه (س) بعد از رحلت پیامبر در مسجد قسمت سوم

قسمت سوم

خطبه معروف حضرت فاطمه (س) بعد از رحلت پیامبر در مسجد

بی ‏تردید اعمال زشت، قلب هایتان را تیره و تار كرده است و گوش ها و چشم هایتان را فرا گرفته است. چه بد آیات قرآن را تأویل می‏ كنید و بد مسیری را به او [ابوبكر] نشان دادید ... به خدا قسم تحمل این بار گران، برایتان كمرشكن است و پایان آن نیز ، چیزی جز بدبختی و تیره ‏روزی نخواهد بود و هنگامی كه پرده ‏ها برداشته شود و اعمالتان آشكار گردد ، خود را میان زیانكاران خواهید یافتسخنان آتشین فاطمه (س) پایان یافت، اما غم و اندوهش دو چندان شد. دلش به شیشه ‏ای می‏ مانست كه از بلندی افتاده و هزار تكه شده باشد. شكوفه‏ های امید كه او را به مسجد كشانیده بود ، اینك پژمرده شده بودند. هر چه چشمان غم بارش سیل جمعیت را می ‏نگریست، آشنایی نمی ‏یافت. به گُلی می ‏مانست كه در میان هزاران خار گرفتار شده باشد. بی ‏آنكه دیگر چیزی بفهمد ، سرخورده و پریشان از مسجد خارج شد. از اینكه می ‏دید ، تنها پس از چند روز به بانویی درمانده و غریب تبدیل شده است ، احساس تلخی داشت.علی(ع) در آستانه درِ خانه با بی ‏صبری انتظار همسرش را می‏ كشید. چشم به راه فاطمه (س) بود. آیا فاطمه (س) توانسته بود، حق خود را باز ستاند ؟ آیا مهاجر و انصار، دست یاری به سوی او دراز كرده بودند ؟ آیا سخنانش پیرامون خلافت در مردم تأثیر گذارده بود. ناگهان وجود مقدس فاطمه (س) در مردمك چشمان علی (ع) درخشید و چون دشنه ‏ای ، رشته افكارش را گسیخت. در برابر خود، بانویی را می ‏دید كه افسرده و غم زده، به سوی او گام بر می ‏دارد. آثار ضعف و خستگی بر پیكرش سایه افكنده است.هنگامی كه نگاه فاطمه (س) در نگاه علی (ع) گره خورد، گویی در میان عالم خاكی، كسی را یافت كه حرف او را می فهمد، دركش می ‏كند و می‏ تواند با او همدردی كند. درمسجد و در میان هیاهوی دنیاپرستان ، آنچنان روح و روانش خسته و آزرده شده بود كه با دیدن علی، به یكباره عقده دلش را رها كند تا در ژرفای مهر و عاطفه او آرام گیرد. از سوی دیگر جهانیان نیز باید به خوبی علی(ع) را بشناسند و دریابند كه چه كسی را از خلافت، دور داشته ‏اند و آیا علی (ع) كوتاهی كرده است؟ای پسر ابی‏طالب ! آیا همانند جنینی در شكم مادر، چله‏ نشین شده ‏ای و در پرده اتهام ، خود را خانه‏ نشین كرده‏ ای.تو شاه‏ پر های بازهای شكاری را در هم شكستی، اما اكنون، پرهای كوچك [دشمنان ناچیز] تو را عزلت ‏نشین كرده است. این پسر ابی ‏قحافه است كه هدیه پدر و قوت زندگی فرزندانم را از من دریغ كرده است.او آشكارا با من دشمنی كرد و لجاجت و عناد را برگزید تا آنجا كه حمایت قبایل اوس و خزرج و مهاجرین را از من باز داشت. مردم روی از من برگرداندند و یاوری مرا یاری نكردند. در حالی كه خشم را به شدت فرو می ‏بردم از خانه خارج شدم و بی ‏هیچ نتیجه‏ ای بازگشتم ... ای كاش قبل از این همه ظلم و خواری ، مرده بودم. از اینكه با تو اینگونه سخن می‏گویم از خدا طلب بخشش می‏كنم.از این پس وای بر هر صبحی كه خورشید در آن طلوع كند. پناه من از دنیا رفت و بازوانم ناتوان گردید. من تنها به پدرم شكایت می ‏كنم و از خدای بزرگ یاری می ‏خواهم. پرودگارا! تو از همه قدرتمندتریچكامه ‏های غم ‏آلود فاطمه (س) قلب علی (ع) را به آتش می ‏كشید. می ‏دانست ‏درد دین و غمِ انحراف امت است كه او را این چنین بی ‏تاب كرده است و شعله ‏های حیات مادی را ذره ذره از وجودش بیرون می‏ كشد. نگاهی آرام و مطمئن به چهره فاطمه (س) افكند و با لحنی مهربان و پرعطوفت فرمودفاطمه جان! شایسته تو نیست كه وای بر من بگویی ، بلكه آن كس كه برتو ستم كرده است ، سزاوار سرزنش است.
ای دختر رسول خدا ! غم و اندوه را از خود دور كن. [بدان] من در دینم ، همچنان استوارم و در حد تواناییم مضایقه نكرده ‏ام ... بدان كه در مقابل آنچه از تو دریغ كرده ‏اند، خداوند بهترش را به تو عطا خواهد كرد. پس برای خدا صبر كنسخنان علی (ع) آبی بر آتش دل فاطمه (س) بود. آهنگ كلامش ، آرامشی فرح‏ بخش را برای فاطمه ارمغان آورد و سپس فاطمه (س) فرمود : خداوند مرا كفایت می‏كند.

پاورقی ها:

1ـ كنایه از ضعف شدید آنان است.

2ـ ابن ‏ابی ‏الحدید كه خود از اهل سنت است، پس از سخنان فاطمه(س)، سخنانی را از خلیفه نقل می‏كند، كه قلم از بازگویی آنها شرم دارد. شرح نهج ‏البلاغه، ابن ‏ابی‏ الحدید، ص214 و 215، دارالاحیاء الكتب‏العربیة.

منابع:

  • شافی , سیدمرتضی علم ‏الهدی
  • طرائف , سیدبن ‏طاووس
  • كشف‏ الغمه , علی ‏بن ‏عیسی ‏اربلی
  • مروج ‏الذهب , مسعودی
  • احتجاج , شیخ طبرسی
  • بلاغات‏ النساء , احمدبن ‏طاهر

تاریخ ارسال : سه شنبه 19 اسفند 1393 02:30 ق.ظ | نویسنده : ابوالفضل اخگری

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : دوشنبه 27 شهریور 1396 03:14 ق.ظ
Hello, this weekend is fastidious in favor of me,
as this point in time i am reading this impressive informative paragraph here
at my house.
تاریخ ارسال : پنجشنبه 19 مرداد 1396 12:32 ق.ظ
What's up, after reading this remarkable article i am too happy to share my familiarity here with colleagues.
تاریخ ارسال : شنبه 14 مرداد 1396 05:14 ب.ظ
Every weekend i used to pay a quick visit this web site,
because i want enjoyment, since this this web site
conations really pleasant funny data too.
تاریخ ارسال : دوشنبه 28 فروردین 1396 04:48 ب.ظ
Having read this I thought it was extremely enlightening. I appreciate
you finding the time and energy to put this information together.
I once again find myself spending way too much time both reading and commenting.
But so what, it was still worth it!
تاریخ ارسال : دوشنبه 21 فروردین 1396 12:10 ق.ظ
I'm extremely pleased to uncover this great site.
I want to to thank you for your time for this fantastic read!!
I definitely enjoyed every little bit of it and i also have you saved as a favorite to see new stuff on your blog.

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر